محمد رضا واليزاده معجزى
79
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
سرهنگ گيگو به نهاوند فرستاد و آن را از طريق گاماسياب به خاوه آورد و از راه « گچكه » به الشتر وارد ساخت و چند نفر از سواران خود را براى انجام تشريفات استقبال نزد مهر على خان فرستاد . مشاراليه به اتفاق همه خوانين بخش سلسله تا نزديكى گدوك از سرهنگ و اردويش استقبال كرده و مجموعا به الشتر وارد و برحسب ميل و اراده امير منظم ، اردو در قريه دهرحم كه از قراء دهستان يوسفوند و متعلق به آن طايفه بود مستقر گرديد . اردوى سرهنگ گيگو مركب بود از سه بهادران سوار از فوج مظفر و دو گردان پياده از فوج منصور با يك دسته آتشبار و يك دسته مسلسل . از جمله همراهان سرهنگ گيگو مرحوم حسن خان زند ( كيكدانى ) ملقب به « امير جلال » بود كه بعدا به سمت حاكم خرمآباد برگزيده شد . اين اردو ده روز در قريه « دهرحم » متوقف گرديد و آنگاه به اتفاق امير منظم كه او هم اردويى از طايفه و اقوام خود ترتيب داده بود ، از خط رباط و سرابتلخ و دهپير براى تنبيه و خلع سلاح ايل بيرانوند حركت كردند . اردوى سرهنگ گيگو و همراهان امير منظم وارد منطقه بيرانوند شد و به هرآبادى و اوبهاى « 1 » كه مىرسيدند همراهان امير منظم كه آرزوى همچو روزى را داشتند دست تعدى و تطاول به اموال آنان گشوده و از كشتن و بستن و چوب زدن خوددارى نداشتند . عنوان مأموريت آنان ظاهرا خلع سلاح بود ، ولى آنها عنوان ماليات را نيز پيش آوردند [ . . . ] . از بدشانسى بيرانوندها اينكه فصل زمستان هم با آن شدت و حدّ كه سوز و سرماى « هرو » دارد فرارسيده بود ؛ روى زمين مستور از برف شده از در و ديوار قهر و غضب و بدبختى مىباريد و از هر طرف عرصه را بر آن طايفه تنگ ساخته بودند . طوايفى كه در چقلوندى و مله تخت و بزهل و غيره بودند نه پاى گريز و نه قدرت ستيز داشتند . خسارات جانى و مالى كه به طايفه بيرانوند وارد شده قابل احصا نيست و كار به جايى رسيده بود كه بعضى از همراهان خود امير منظم من باب خيرخواهى به او گفته بودند : آقاى امير سزاوار نيست شما باعث نابودى اين طايفه بشويد و آنها را متلاشى سازيد . اينها هرچه باشند لرستانى و از جنس ما هستند و خدا راضى نيست اينطور مضمحل و نابود گردند . بهتر اين است به نوكران و مأمورين خود دستور بدهيد كه تا اين پايه به آنان سختگيرى و بىرحمى نكنند . امير منظم در جواب گفت : شما اين جماعت را نشناختهايد [ كه ] چهاندازه بىرحم [ . . . ] مىباشند . اينها وقتى به خر مراد سوارند ابقا به جان و مال كس نمىكنند [ . . . ] . حاصل مطلب آنكه فشار بىحد و حصر مأمورين امير منظم و سرهنگ گيگو براى
--> ( 1 ) . اوبه : خيمه ، چادر و بهطور كل جايى كه طايفهاى چادرهاى خود را برپا ساخته و در آنجا زندگانى كنند .